استراتژی، هنر پیروزی بدون جنگ | برداشتهایی از هنر جنگ سون تزو
فهرست مطالب:
۱. مقدمه
۲. ریشه نظامی واژه استراتژی
۳. تعریف فرهنگنامهای استراتژی
۴. شباهتهای استراتژی نظامی و تجاری
۵. تفاوتهای بنیادین استراتژی نظامی و تجاری
۶. نمونه تاریخی از تطبیق یا شکست استراتژی
۷. آموزههای اسکندر مقدونی
۸. نکاتی از کتاب «هنر جنگ» اثر سون تزو
۹. گزیدههایی از نوشتههای سون تزو
۱۰. نتیجهگیری
۱. مقدمه
یک میراث نظامی قوی زیربنای مطالعه مدیریت استراتژیک است. اصطلاحاتی مانند اهداف، مأموریت، نقاط قوت و نقاط ضعف برای اولینبار برای پرداختن به مشکلات در میدان جنگ تدوین شدند.
۲. ریشه نظامی واژه استراتژی
واژه استراتژی از واژه یونانی “strategos” گرفته شده است که به یک ژنرال نظامی اشاره دارد و ترکیبی از “stratos” (ارتش) و “agos” (هدایتکردن) است. تاریخچه برنامهریزی استراتژیک در ارتش آغاز شد.
استراتژی ریشه در هنر و علم جنگ دارد و پیش از روم، یونان باستان پایههای آن را بنا کرده بود. یونانیان با نبردهای مشهور خود، مانند نبردهای اسپارتها و آتن، و همچنین با تأسیس مدارس نظامی و تحلیل تاکتیکهای رزمی، اصول اولیه برنامهریزی جنگ را شکل دادند. مفاهیمی مانند چیدمان نیرو، استفاده از زمین و حرکت هماهنگ لشکریان، در یونان توسعه یافت و بعدها توسط رهبران موفق بهویژه هانیبال به کار گرفته شد.
هانیبال، سردار کارتاژی، در جنگهای خود با روم (بهویژه جنگهای پونی) تاکتیکها و روشهای پیچیدهای را اجرا کرد که حتی ارتش قدرتمند روم را به چالش کشید. روم با مطالعه و تقلید از تاکتیکهای هانیبال و ترکیب آنها با تجارب خود، توانست این اصول را تصحیح، تکمیل و به یک نظام فراگیر و موفق برای رهبری نظامی تبدیل کند. پس از آن، واژه «استراتژی» توسط رومیها تثبیت شد و به مرور وارد فرهنگ مدیریت و برنامهریزی در عرصههای غیرنظامی نیز گردید.
۳. تعریف فرهنگنامهای استراتژی
طبق فرهنگ لغت نیو ورلد وبستر، استراتژی “علم برنامهریزی و هدایت عملیات نظامی در مقیاس بزرگ، و مانور دادن نیروها به مطلوبترین موقعیت قبل از درگیری واقعی با دشمن” است.
۴. شباهتهای استراتژی نظامی و تجاری
یک هدف کلیدی هم در استراتژی تجاری و هم در استراتژی نظامی، “بهدستآوردن مزیت رقابتی” است. از بسیاری جهات، استراتژی تجاری مانند استراتژی نظامی است، و استراتژیستهای نظامی در طول قرنها چیزهای زیادی آموختهاند که میتواند امروزه برای استراتژیستهای تجاری مفید باشد.
هم سازمانهای تجاری و هم سازمانهای نظامی سعی میکنند از نقاط قوت خود برای بهرهبرداری از نقاط ضعف رقبا استفاده کنند. اگر استراتژی کلی یک سازمان اشتباه (غیرمؤثر) باشد، تمام کارایی موجود در جهان ممکن است برای موفقیت کافی نباشد.
عنصر غافلگیری مزایای رقابتی بزرگی را هم در استراتژی نظامی و هم در استراتژی تجاری فراهم میکند؛ سیستمهای اطلاعاتی که دادههایی را در مورد استراتژیها و منابع مخالفان یا رقبا ارائه میدهند نیز از اهمیت حیاتی برخوردار هستند.
۵. تفاوتهای بنیادین استراتژی نظامی و تجاری
یک تفاوت اساسی بین استراتژی نظامی و استراتژی تجاری این است که استراتژی تجاری با فرض رقابت تدوین، اجرا و ارزیابی میشود، درحالیکه استراتژی نظامی بر اساس فرض درگیری است.
در یک محیط نظامی معمولاً یک برنده وجود دارد، اما در تجارت معمولاً چندین برنده وجود دارد. بهعنوانمثال، چندین شرکت میتوانند در تجارت همبرگر برنده شوند؛ شما مجبور نیستید مستقیماً با مکدونالد روبرو شوید، بلکه ترکیبی متفاوت از همبرگرها، طراحی رستوران و خدمات مشتری را ارائه دهید و همچنان موفق باشید.
این مثال رقابت و اجتناب از درگیری با یک بازیگر بزرگتر مانند مکدونالد را توضیح میدهد. در موقعیتهای نظامی، اغلب اجتناب از درگیری با ارتش بزرگتر غیرممکن است. استراتژیستهای تجاری به بینشهای ارزشمندی دسترسی دارند که متفکران نظامی در طول زمان آنها را اصلاحکردهاند.
۶. نمونه تاریخی از تطبیق یا شکست استراتژی
تدوین و اجرای استراتژی برتر میتواند برتری عددی و منابع حریف را از بین ببرد.
گلوک یک مثال نظامی کلاسیک از این موضوع ارائه داد:
وقتی ناپلئون پیروز شد، به این دلیل بود که مخالفانش به استراتژی، تاکتیکها و سازمان جنگهای قبلی پایبند بودند.
وقتی شکست خورد – در برابر ولینگتون، روسها و اسپانیاییها – به این دلیل بود که او نیز به نوبه خود از استراتژیهای آزموده شده در برابر دشمنانی استفاده کرد که تازه فکر میکردند، کسانی که استراتژیهای نه جنگ گذشته بلکه جنگ آینده را توسعه میدادند.
۷. آموزههای اسکندر مقدونی
اسکندر مقدونی که در سال ۳۵۶ قبل از میلاد در پلا به دنیا آمد، پادشاه مقدونیه، ایالتی در شمال یونان باستان بود. اسکندر که تا ۱۶ سالگی توسط ارسطو آموزش دید، تا سی سالگی یکی از بزرگترین امپراتوریهای جهان باستان را ایجاد کرد که از دریای ایونی تا هیمالیا امتداد داشت. اسکندر در هیچ نبردی شکست نخورد و یکی از موفقترین فرماندهان تاریخ به شمار میرود.
او به معیاری تبدیل شد که رهبران نظامی حتی امروزه خود را با او مقایسه میکنند، و آکادمیهای نظامی در سراسر جهان هنوز استراتژیها و تاکتیکهای او را تدریس میکنند.
اسکندر مقدونی:
“ارتشی از گوسفندان که توسط یک شیر رهبری شود، بزرگتر از ارتشی از شیران است که توسط یک گوسفند رهبری شود.”
این نقل قول اهمیت فوقالعاده یک برنامه استراتژیک عالی را برای موفقیت هر سازمانی نشان میدهد.
۸. نکاتی از کتاب «هنر جنگ» اثر سون تزو
کتاب “هنر جنگ” اثر سون تزو در بسیاری از زمینههای خارج از ارتش کاربرد داشته است. بیشتر متن در مورد چگونگی جنگیدن بدون نیاز به درگیری واقعی است: نکاتی را در مورد چگونگی پیشیگرفتن از حریف ارائه میدهد تا نبرد فیزیکی ضروری نباشد.
بهاینترتیب، این کتاب بهعنوان یک راهنمای آموزشی برای بسیاری از تلاشهای رقابتی که شامل مبارزه واقعی نیستند، مانند تدوین استراتژی دادرسی در دادگاه یا تصاحب یک شرکت رقیب، کاربرد پیدا کرده است.

۹. گزیدههایی از نوشتههای کتاب «هنر جنگ» اثر سون تزو
- برنامهریزی استراتژیک مسئلهای بااهمیت حیاتی برای دولت است: مسئله مرگ و زندگی، راهی یا بهسوی بقایا نابودی. ازاینرو، مطالعهٔ دقیق آن امری ضروری است.
- برنامهریزی استراتژیک مبتنی بر فریب است. هنگامی که به دشمن نزدیک هستید، طوری وانمود کنید که دور هستید؛ و هنگامی که دور هستید، طوری وانمود کنید که نزدیک هستید. طعمههایی را برای فریبدادن دشمن پهن کنید. هنگامی که دشمن در آشفتگی است، به او ضربه بزنید. هنگامی که دشمن قویتر است، از او اجتناب کنید. در جایی که دشمن آمادگی ندارد، به او حمله کنید. در جایی ظاهر شوید که انتظارش را ندارند.
- پیروزی سریع هدف اصلی در برنامهریزی استراتژیک است. اگر این امر طول بکشد، سلاحها کند میشوند و روحیه تضعیف میشود. هنگامی که ارتش درگیر مبارزات طولانی میشود، منابع دولت کم میآید؛ بنابراین، درحالیکه ما از عجلهٔ احمقانه در جنگ شنیدهایم، هنوز عملیات هوشمندانهای را ندیدهایم که طولانی شده باشد.
- بهطورکلی، در برنامهریزی استراتژیک بهترین سیاست، تصرف سالم یک دولت است؛ ویران کردن آن پایینتر از این است. تسخیر کل ارتش دشمن بهتر از نابودکردن آن است؛ تصرف سالم یک هنگ، یک گروهان یا یک جوخه بهتر از نابودکردن آن است. زیرا صد پیروزی در صد نبرد، اوج مهارت نیست. تسلیم کردن دشمن بدون جنگ، برترین برتری است. کسانی که در جنگ ماهر هستند، ارتش دشمن را بدون نبرد تسلیم میکنند.
- هنر استفاده از نیروها این است: هنگامی که نسبت نیروهای شما به دشمن ده به یک است، او را محاصره کنید. هنگامی که پنج برابر قدرت او هستید، به او حمله کنید. اگر دوبرابر قدرت او هستید، او را تقسیم کنید. اگر نیروها برابر هستند، ممکن است با یک برنامه خوب با او درگیر شوید. اگر ضعیفتر هستید، توانایی عقبنشینی داشته باشید و اگر از هر نظر نابرابر هستید، توانایی گریز از او را داشته باشید.
- دشمن خود را بشناسید و خودتان را بشناسید، و در صد نبرد هرگز شکست نخواهید خورد. هنگامی که از دشمن خود بیاطلاع هستید؛ اما خودتان را میشناسید، شانس پیروزی یا شکست شما برابر است. اگر هم از دشمن خود و هم از خودتان بیاطلاع باشید، مطمئناً در هر نبردی شکست خواهید خورد.
- کسی که زودتر میدان نبرد را اشغال کند و منتظر دشمن خود بماند، آسوده است، و کسی که دیرتر به صحنه بیاید و باعجله وارد جنگ شود، خسته است؛ کسانی که در جنگ ماهر هستند، دشمن را به میدان نبرد میکشانند نه اینکه توسط او به آنجا برده شوند.
- برنامههای دشمن را تحلیل کنید تا نقاط ضعف و قوت او را بشناسید. او را تحریک کنید تا الگوی حرکت او را دریابید. او را فریب دهید تا آرایش و موقعیت او را آشکار کنید. حملات آزمایشی انجام دهید تا نقاط قوت و ضعف را تشخیص دهید.
- از قدرت اجتناب کنید. به ضعف ضربه بزنید. هر کسی که بتواند با تغییر تاکتیکهای خود مطابق با وضعیت دشمن، پیروزی را به دست آورد، میتوان گفت الهی است.
- اگر تصمیم به جنگیدن گرفتید، اهداف یا برنامههای خود را اعلام نکنید. “روال عادی” را نشان دهید.
- رهبران غیرماهر در میدانهای نبرد درگیریهای خود را حل میکنند. استراتژیستهای درخشان بهندرت به جنگ میروند؛ آنها اهداف خود را از طریق موقعیتگیری تاکتیکی بسیار پیش از رویارویی به دست میآورند.
- هنگامی که تصمیم به چالش کشیدن شرکت (ارتش) دیگری میگیرید، محاسبات، تخمینها، تحلیلها و موقعیتگیریهای زیاد پیروزی به ارمغان میآورد. محاسبات اندک شکست به همراه دارد.
- رهبران ماهر اجازه نمیدهند که یک استراتژی مانع از ضد حرکت خلاقانه شود؛ بنابراین، دستورات از راه دور نباید با مانورهای خودجوش در نقطه حمله تداخل ایجاد کند.
- هنگامی که برتری قاطعی بر رقیب به دست میآید، رهبران ماهر پیشروی نمیکنند. آنها موقعیت خود را حفظ میکنند و به رقبای خود فرصت تسلیمشدن یا ادغامشدن را میدهند. هرگز اجازه ندهید نیروهای شما توسط کسانی که چیزی برای ازدستدادن ندارند آسیب ببینند.
۱۰. نتیجهگیری
هم سازمانهای تجاری و هم سازمانهای نظامی برای موفقیت باید با تغییر سازگار شوند و دائماً بهبود یابند. اغلب شرکتها زمانی که شرایط محیطی تغییر میکند، استراتژیهای خود را بهروز نمیکنند و در نتیجه دچار عقبماندگی میشوند.
درس بزرگ سون تزو و اسکندر مقدونی برای امروز این است:
“برنامهریزی، انطباقپذیری، شناخت دقیق رقبا، و رهبری مؤثر؛ ستونهای موفقیت در هر میدان—چه میدان جنگ، چه بازار.” | محسن رحیم زاده
اکنون نوبت شماست: استراتژیهای خود را بازبینی کنید، فرصتهای بازار را شناسایی کنید و با الهام از درسهای تاریخ، سازمان خود را برای جهش و پیشرفت آماده سازید. همین امروز قدم اول را بردارید و با برنامهریزی هوشمندانه، تابآوری و رهبری مؤثر، مسیر موفقیت خود را بسازید.
اگر این مقاله برای شما مفید بود، آن را با دیگران به اشتراک بگذارید و سهم خود را در آگاهیرسانی و رشد حرفهای جامعه ایفا کنید.





